<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rdf:RDF xmlns="http://purl.org/rss/1.0/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
<channel rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/">
	<title>زنده تا ابد</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/</link>
	<description></description>
	<dc:language>fa-IR</dc:language>
	<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<sy:updateBase>2000-01-01T12:00+00:00</sy:updateBase>
	<items>
		<rdf:Seq>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/غم-دنیا-مخور"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ولادت-حضرت-معصومه-سلام-الله-15"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/درباره-دختران"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/تنبلها-قابل-اعتماد-نیستند"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-591"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-590"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/یازده-نکته-از-دعای-عهد-3"/>
					<rdf:li rdf:resource="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ماجرای-پیدا-شدن-مزار-امام"/>
				</rdf:Seq>
	</items>
</channel>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/غم-دنیا-مخور">
	<title>«غم دنیا مخور »</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/غم-دنیا-مخور</link>
	<dc:date>1395-05-22T09:08:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام على عليه السلام:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مَن أصبَحَ علَى الدنيا حَزيناً فقد أصبَحَ لِقَضاءِ اللَّهِ ساخِطاً؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر كه براى دنيا اندوهناك شود، در واقع، از قضاى خداوند خشمگين شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحف العقول: ص 217؛ دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث: ج2، ص168&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/غم-دنیا-مخور&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p> </p>
<p>امام على عليه السلام:</p>
<p>مَن أصبَحَ علَى الدنيا حَزيناً فقد أصبَحَ لِقَضاءِ اللَّهِ ساخِطاً؛</p>
<p>هر كه براى دنيا اندوهناك شود، در واقع، از قضاى خداوند خشمگين شده است.</p>
<p>تحف العقول: ص 217؛ دنيا و آخرت از نگاه قرآن و حديث: ج2، ص168</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/غم-دنیا-مخور">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ولادت-حضرت-معصومه-سلام-الله-15">
	<title>ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها و روز دختر</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ولادت-حضرت-معصومه-سلام-الله-15</link>
	<dc:date>1395-05-14T18:40:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;&lt;br /&gt;حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)&lt;br /&gt;نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[2] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[3] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.&lt;br /&gt;حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.[5]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[6] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;ورود حضرت معصومه (س) به قم&lt;br /&gt;در سال 2ظ ظ  هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;br /&gt;آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[7]&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پی نوشت ها :&lt;br /&gt;[1] . برگرفته از سایتharam.masoumeh.com&lt;br /&gt;[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ‏2، ص 267، چاپ اول، نشر جهان، تهران، 1378 ق.&lt;br /&gt;[3]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج 106، ص 168,&lt;br /&gt;[4]. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: ”المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1361 هـ ش، برگرفته از نمایه مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شماره 249 در سایت اسلام کوئست.&lt;br /&gt;[5]. عاملى، شیخ حر، وسائل‏الشیعة، ج 14، ص 576، ح 94، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، 1409 هـ  ق، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّة.&lt;br /&gt;[6]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 576، ح 19850 و 19851,&lt;br /&gt;[7].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.&lt;br /&gt;منبع :&lt;br /&gt;زندگانی حضرت معصومة علیها السلام (حیات الست) ؛ مهدی منصوری&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ولادت-حضرت-معصومه-سلام-الله-15&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p><br />حضرت فاطمه معصومه (ع) در اوّلین روز ماه ذى القعده سال 173 هـ ق،  25 سال بعد از تولد حضرت امام رضا (ع) در شهر مدینه منوّره چشم به جهان گشود.</p>
<p><br />از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع)، دو فرزند ایشان یعنى حضرت امام على بن موسى الرضا (ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگی های خاص برخوردار بوده اند تا  ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.</p>
<p><br />آن حضرت به همراه امام رضا (ع) هر دو در دامان پاک یک مادر بزرگوار به نام حضرت نجمه خاتون (س) که از مهاجران مغرب بود، رشد و پرورش یافته اند. این در حالى است که پدر بزرگوارشان پیوسته در زندان هارون الرشید بسر مى بردند و سرانجام در همان زندان، هنگامى که حضرت معصومه (س) در سن ده سالگى بود، به شهادت رسیدند و از آن زمان به بعد حضرت معصومه (س) تحت مراقبت برادرش امام رضا (ع) قرار گرفت.[1]</p>
<p><br />حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است</p>
<p><br />اطلاق «معصومه» بر فاطمه دختر موسی بن جعفر (ع)<br />نام حضرت معصومه، فاطمه است. در کتاب های روایی و تاریخی نیز، از آن حضرت با عنوان فاطمه بنت موسى بن جعفر (ع) یاد شده است،[2] امّا صدها سال است که آن حضرت با این لقب مشهور هستند،[3] و این لقب نزد ایرانیان تبدیل به اسم برای ایشان شده است.<br />حضرت معصومه (س)، معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود[4] نبوده، امّا ایشان دارای طهارت روح و کمالات معنوی بالایی بودند، به گونه ای که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.[5]</p>
<p><br />لازم به ذکر است که عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،[6] می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود.</p>
<p><br />ورود حضرت معصومه (س) به قم<br />در سال 2ظ ظ  هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه خود بیاورند راهى خراسان شدند.</p>
<p><br />حضرت معصومه یک سال بعد از هجرت تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو، در سال 201 هجری قمری، به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت، به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. در شهر ساوه عده اى از مخالفان اهل بیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند، سر راه کاروان آنان را گرفته و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت (س) معصومه را نیز مسموم کردند.</p>
<p><br />عصمت امر نسبی است. با توجه به روایاتی که در شأن و منزلت حضرت معصومه وارد شده است،می توان مرتبه ای از عصمت – نه در حد ائمه- برای ایشان قائل شد. این مسئله در حق چنین بانویی بعید به نظر نمی رسد؛ چرا که این حد از عصمت به معنای دوری از گناه در زندگی عالمان بزرگ نیز فراوان مشاهده می شود</p>
<p><br />به هر حال، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س) بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود، قصد شهر قم را نمود. حدوداً در روز 23 ربیع الاول سال 2ظ 1 هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. و در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود در منزل «موسى بن خزرج» فرود آمدند و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد.</p>
<p><br />آن بزرگوار به مدت 17 روز در این شهر زندگى کرد. محل زندگی و عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» بود که هم اکنون محل زیارت ارادت مندان آن حضرت است.[7]</p>
<p>پی نوشت ها :<br />[1] . برگرفته از سایتharam.masoumeh.com<br />[2]. شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع)، ج ‏2، ص 267، چاپ اول، نشر جهان، تهران، 1378 ق.<br />[3]. ر. ک: مجلسی، بحار الانوار، ج 106، ص 168,<br />[4]. معصوم کسی است که به لطف خدا از هرگونه آلودگی به گناه و کارهای زشت و ناشایست و پلید امتناع کند، آن هم نه به گونه جبری، بلکه در حالی که توان انجام آنها را داشته باشد، نیز از هرگونه اشتباه و خطایی به دور است. حضرت امام جعفر صادق (ع) در این خصوص می فرماید: ”المعصوم؛ هو الممتنع بالله من جمیع المحارم. و قد قال الله تبارک و تعالی: و من یعتصم بالله فقد هدی الی صراط مستقیم؛ معصوم کسی است که توسط خدا از همه گناهان حفظ می شود و خداوند در این باره فرمود: هر آن که به حفظ الاهی بپیوندد، به یقین به راه راست هدایت شد، شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص 132، انتشارات جامعه مدرسین قم، 1361 هـ ش، برگرفته از نمایه مفهوم عصمت و امکان عصمت افراد شماره 249 در سایت اسلام کوئست.<br />[5]. عاملى، شیخ حر، وسائل‏الشیعة، ج 14، ص 576، ح 94، مؤسسه آل البیت (ع)، قم، 1409 هـ  ق، مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (ع) عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ (ع) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّة.<br />[6]. ر. ک: حر عاملی، وسائل الشیعة، ج 14، ص 576، ح 19850 و 19851,<br />[7].بر گرفته از سایت حضرت معصومه با تلخیص.<br />منبع :<br />زندگانی حضرت معصومة علیها السلام (حیات الست) ؛ مهدی منصوری</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ولادت-حضرت-معصومه-سلام-الله-15">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/درباره-دختران">
	<title>درباره دختران</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/درباره-دختران</link>
	<dc:date>1395-05-12T09:16:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;&lt;img src=&quot;/media/blogs/aftabehalgameh/1439756399606148.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;640&quot; height=&quot;640&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/درباره-دختران&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p><img src="/media/blogs/aftabehalgameh/1439756399606148.jpg" alt="" width="640" height="640" /></p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/درباره-دختران">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/تنبلها-قابل-اعتماد-نیستند">
	<title>«تنبلها قابل اعتماد نیستند »</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/تنبلها-قابل-اعتماد-نیستند</link>
	<dc:date>1395-05-12T09:02:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;امام على عليه السلام:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;لا تَتَّكِلَ في اُمورِكِ عَلى كَسلانَ؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در كارهاى خود به آدم تنبل تكيه مكن.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;عيون الحكم والمواعظ: ص518 ح9384؛ ميزان الحكمه: ج10، ص130&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/تنبلها-قابل-اعتماد-نیستند&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>امام على عليه السلام:</p>
<p>لا تَتَّكِلَ في اُمورِكِ عَلى كَسلانَ؛</p>
<p>در كارهاى خود به آدم تنبل تكيه مكن.</p>
<p>عيون الحكم والمواعظ: ص518 ح9384؛ ميزان الحكمه: ج10، ص130</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/تنبلها-قابل-اعتماد-نیستند">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-591">
	<title>حدیث</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-591</link>
	<dc:date>1395-05-08T12:43:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;«نماز عارفانه »&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام على عليه السلام:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مَن أتَى الصَّلاةَ عارِفا بِحَقِّهاغُفِرَ لَهُ؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر كس نماز را با آگاهى از حقيقتش به جا آورد، آمرزيده مى‏شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;الخصال: ص 628 ح 10؛ شناخت‌نامه نماز: ج1، ص194&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-591&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>«نماز عارفانه »</p>
<p>امام على عليه السلام:</p>
<p>مَن أتَى الصَّلاةَ عارِفا بِحَقِّهاغُفِرَ لَهُ؛</p>
<p>هر كس نماز را با آگاهى از حقيقتش به جا آورد، آمرزيده مى‏شود.</p>
<p>الخصال: ص 628 ح 10؛ شناخت‌نامه نماز: ج1، ص194</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-591">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-590">
	<title>حدیث</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-590</link>
	<dc:date>1395-05-08T12:41:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;«بخشش بیت المال »&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;امام على عليه السلام:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جودُ الوُلاةِ بِفَيءِ المُسلِمينَ جَورٌ وخَترٌ؛&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشش كارگزاران از اموال مسلمانان، ظلم و خيانت است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;غرر الحكم، حح4725؛ الگوي مصرف از نگاه قرآن و حديث، ص180&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-590&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>«بخشش بیت المال »</p>
<p>امام على عليه السلام:</p>
<p>جودُ الوُلاةِ بِفَيءِ المُسلِمينَ جَورٌ وخَترٌ؛</p>
<p>بخشش كارگزاران از اموال مسلمانان، ظلم و خيانت است.</p>
<p>غرر الحكم، حح4725؛ الگوي مصرف از نگاه قرآن و حديث، ص180</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/حدیث-590">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/یازده-نکته-از-دعای-عهد-3">
	<title>یازده نکته از دعای عهد</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/یازده-نکته-از-دعای-عهد-3</link>
	<dc:date>1395-05-08T10:18:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;دعای عهد دعایی جهت برقراری ارتباط بین ما و حضرت مهدی(عج) است. در این دعا با آن حضرت عهد و پیمان می بندیم. قول و قرار می گذاریم که یکسری کارهایی را انجام دهیم و در جهت تشکیل حکومت عدل مهدوی زمینه سازی کنیم. این دعا تابلوی روشن را فرا روی فعالیت های ما قرار می دهد.&lt;br /&gt; پای کلام دلنشین استاد حجت الاسلام والمسلمین قرائتی درنگی می کنیم تا با مروری بر این دعای شریفه، درسهای نهفته در آن را بیاموزیم. این دعا به ما می گوید که:&lt;br /&gt;1. علاقه به امام زمان (عج) باید جمعی باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دعای عهد داریم که: «اللَّهمَّ بَلغَ مَولَانَا الاَمامَ المَهدِیَّ القَائِمَ بِاَمرِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ الطَّاهِرینَ عَن جَمیِعِ المُومِنیِنَ والمَومِنَات»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه کسی؟ «عن جمیع» از طرف همه مؤمنین و مؤمنات «عن جمیع المؤمنینَ والمُؤمنات» این خودش یک مطلب مهمی است.&lt;br /&gt;2. امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی زیارت می رویم بگوییم که این زیارت به نیابت از همه ی مؤمنین و مؤمنات. صدقه می دهیم بگوییم. دفع بلا از همه ی مؤمنین و مؤمنات بشود. نگوییم: خدایا، مؤمنینی که در این مسجد نماز خواندند بیامرز. حالا مؤمنینی که در مسجد دیگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا می گویی: خدایا کسانی که در این هیأت سینه زده اند. چقدر تنگ نظر هستی! چقدر فکر کوچک است. مگر تو منتظر امام بین المللی نیستی؟ امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند. کسی که منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فکر کند. خودم و بچه ام و هیأت ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نکند. «عَن جَمیعِ المُؤمِنینَ و المُؤمِنَات».&lt;br /&gt;3.علاقه به امام زمان (عج) بدون مرز است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این علاقه بدون مرز، از کجای دعای عهد فهمیده می شود؟ این جمله که می گوید: « فِی مشَارقِ الارضِ و مغَاربَها» در مشرق ها و مغرب ها، «وَسَهِلهَا وَجَبَلهَا»&lt;br /&gt; زمین های هموار و کوهستانی، «و برها و بحرها» دریا و خشکی، ببینید این دعا چقدر سازنده است. چه اصراری داریم که بگوییم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دریا و خشکی. سطحی و کوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خیلی قشنگ است.&lt;br /&gt;4. شریک کردن والدین در دعا و زیارت برای امام زمان(عج)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دعای عهد می گویی ای امام زمان(عج) سلام می کنم از طرف خودم، و از طرف «والدیَ» پدر و مادرم و «وُلدی» فرزندانم؛ یعنی هم نسل گذشته، هم نسل آینده را در نظر می گیری.&lt;br /&gt;5. چه مقدار به امام زمان (عج) صلوات بفرستیم؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این دعا می گوید که : «و زِنهَ عَرشِ الله و مدادَ کَلمِاتِه» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «و مُنتهَی رِضَاه» به اندازه آخرین درجه ی رضایت او، «وَعَدَدَ مَا احصَاهُ کِتَابُهُ» به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ احَاطَ بِهِ عِلمُه» به عدد علمت.&lt;br /&gt; یعنی مهدی جان!(عج) ای امام زمان(عج) سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هر چه که نوشته شده، به عدد هر چه خدا بر آن علم دارد&amp;#8230; به تو سلام و درود می فرستم.&lt;br /&gt;6. اعلام هر روزه علاقه به امام زمان(عج)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;یک کسی هر روز زنگ می زند که آقا دوستت دارم. میگوید: «اللَّهم أجَدَّدُ لَهُ فِی هَذَا الیَومِ وَ فِی کُلُ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اَجَدَّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می کنم.&lt;br /&gt;7. علاقه رو به رشد&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;علاقه ی رو به رشد یعنی چه؟ می گوید: «عَهداً» بعد از عهداً می گوید «وَ عَقداً» بعد از عقداً می گوید «وَ بَیعهً» الله اکبر! چه خبر است؟ مهندسی اش را می بینید.&lt;br /&gt; عهد یعنی تعهد، در دعای عهد می گوییم: ای امام زمان(عج) سلام و صلوات بر تو، این سلام من عهد است. یعنی با تو تعهد می کنم. تعهد می کنم یعنی قرار می گذارم بین خودم و خدا، بعد می گوید: «عهد» کم است. پر رنگش کن، «عقد». دو نفر ممکن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» یعنی گره.&lt;br /&gt; ممکن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسلیم نباشد. می گوید: «وبیعهً»، تسلیم است. یعنی باز هم پررنگش می کند. «عهداً» تعهد با حضرت مهدی(عج)، «عقداً» عقد با امام زمان (ص)، «وبیعهً» بیعت کنید با او و تسلیم شوید.&lt;br /&gt;8. علاقه افتخارآمیز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;چقدر خوب است این تابلو شود. علاقه حتمی، می گوید: « فی رَقبتِی» یعنی به گردن من «رَقبَ» یعنی گردن. ممکن است کسی علاقه داشته باشد ولی افتخار نکند. می گوید: نه، علاقه افتخار آمیز.&lt;br /&gt;9. علاقه همراه با همه مراحل&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دعای عهد می گوید: « وَاجعَلنِی مِن انَصارهِ و اَشیاعهِ وَ الذَّابینَ عَنه وَ اجعَلِنی مِن المُستَشهَدِینَ بَینَ یَدَیهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم. آخر گاهی وقت ها انسان یک کسی را دوست دارد در حدی که مثلاً یک میلیون به او وام بدهد. ولی می گوید: همسفر باشم، می گوید: نه، همسفر نه، بابا این پول را بگیر و خودت برو. عقب ما نیا. گاهی یک کسی می گوید: عقب من بیا، پولت نمی دهم اما می خواهی بیایی در ماشین سوار شو تو را ببریم. یعنی از یک جهت یک جایی پر رنگ است، یک جایی کمرنگ است. دعا می گوید: خدایا قرار بده مرا «انصَارِهِ»، «وَ اشیَاعِهِ»، شیعه یعنی دنباله رو یعنی من دنبال تو هستم، «انصار» و نصرت در جایی است که نیاز به کمک هست. «وَالذّابّینَ عَنهُ» از تو دفاع می کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است، برخورد می کنم. «وَالذّابّینَ عَنهُ» از تو دفاع می کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است. برخورد می کنم. «والذابین عنه» ما اجازه نمی دهیم که کسی جسارت کند. غیرت دینی داریم. تعصب داریم و افتخار هم می کنیم. اینکه می گویند: تعصب بد است. آدم متعصبی است، تعصب در کار شخصی بد است. تعصب روی لهجه، فارس از فارس، ترک از ترک، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، این تعصب ها بد است. یعنی به خاطر لهجه کمکش می کنم. به خاطر همشهری گری تعصب می کنم. در انتخابات می گویم چون این همشهری من است. فامیل من است. همسایه من است. این تعصب ها بد است. اما اگر فهمیدی یک چیزی حق است، دیگر، باقی ها باطل است. آنجا که حق است باید تعصب داشته باشی. انحصار طلبی در حق خوب است. اولین انحصار طلب، خود خداست. چون می گوید: «لااله» هیچ کس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقی ها را دور بریز.&lt;br /&gt;10. علاقه عاشقانه&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در دعا می گویی: «طَائِعاً غَیرَ مُکرَهٍ» یعنی مهدی جان(عج) من که در دعای عهد با تو سلام می کنم، از روی عشق زیارت می کنم نه روی اکراه!&lt;br /&gt;11. علاقه و عمل در خط رضایت او&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;«عَلَی طَاعَتِکَ وَطَاعهِ رَسُولِک» یعنی مهدی جان(عج) من را از شیعیان قرار بده. منتها طبق آن چیزی که تو گفتی. هر استقامتی مهم نیست. استقامتی مهم است که «قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقامُوا» (فصلت/ 30) استقامت بر اساس الله باشد. این مهم است. «کَما اُمرت»( هود/ 112) یعنی همانطور که مأمور هستی. یعنی طبق امر ما استقامت کن نه طبق یک دندگی و لجبازی و سلیقه. اگر کسی یک سلیقه ای داشت و روی سلیقه اش هم استقامت کرد، این استقامت نیست، یک دندگی است. استقامتی ارزش دارد «کما أمرت»، که طبق مأموریت باشد. استقامتی ارزش دارد که در خط خدا و رسول خدا(ص) و ولی خدا باشد: «عَلَی طَاعَتِکَ وَ طَاعهِ رَسُولِک».&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;منبع:http://rasekhoon.net&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/یازده-نکته-از-دعای-عهد-3&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>دعای عهد دعایی جهت برقراری ارتباط بین ما و حضرت مهدی(عج) است. در این دعا با آن حضرت عهد و پیمان می بندیم. قول و قرار می گذاریم که یکسری کارهایی را انجام دهیم و در جهت تشکیل حکومت عدل مهدوی زمینه سازی کنیم. این دعا تابلوی روشن را فرا روی فعالیت های ما قرار می دهد.<br /> پای کلام دلنشین استاد حجت الاسلام والمسلمین قرائتی درنگی می کنیم تا با مروری بر این دعای شریفه، درسهای نهفته در آن را بیاموزیم. این دعا به ما می گوید که:<br />1. علاقه به امام زمان (عج) باید جمعی باشد.</p>
<p>در دعای عهد داریم که: «اللَّهمَّ بَلغَ مَولَانَا الاَمامَ المَهدِیَّ القَائِمَ بِاَمرِ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ عَلَی آبَائِهِ الطَّاهِرینَ عَن جَمیِعِ المُومِنیِنَ والمَومِنَات»، به امام زمان ابلاغ کن، از طرف چه کسی؟ «عن جمیع» از طرف همه مؤمنین و مؤمنات «عن جمیع المؤمنینَ والمُؤمنات» این خودش یک مطلب مهمی است.<br />2. امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند</p>
<p>وقتی زیارت می رویم بگوییم که این زیارت به نیابت از همه ی مؤمنین و مؤمنات. صدقه می دهیم بگوییم. دفع بلا از همه ی مؤمنین و مؤمنات بشود. نگوییم: خدایا، مؤمنینی که در این مسجد نماز خواندند بیامرز. حالا مؤمنینی که در مسجد دیگر نماز خواندند چه؟ همه را بگو. چرا می گویی: خدایا کسانی که در این هیأت سینه زده اند. چقدر تنگ نظر هستی! چقدر فکر کوچک است. مگر تو منتظر امام بین المللی نیستی؟ امام جهانی باید مریدش هم جهانی فکر کند. کسی که منتظر اصلاح عمومی است، باید خودش هم عمومی فکر کند. خودم و بچه ام و هیأت ام و مسجدم و برایش هیچ فرقی نکند. «عَن جَمیعِ المُؤمِنینَ و المُؤمِنَات».<br />3.علاقه به امام زمان (عج) بدون مرز است</p>
<p>این علاقه بدون مرز، از کجای دعای عهد فهمیده می شود؟ این جمله که می گوید: « فِی مشَارقِ الارضِ و مغَاربَها» در مشرق ها و مغرب ها، «وَسَهِلهَا وَجَبَلهَا»<br /> زمین های هموار و کوهستانی، «و برها و بحرها» دریا و خشکی، ببینید این دعا چقدر سازنده است. چه اصراری داریم که بگوییم من چه هستم و من چه هستم؟ همه، دریا و خشکی. سطحی و کوهستانی، مشرق و مغرب، علاقه بدون مرز. خیلی قشنگ است.<br />4. شریک کردن والدین در دعا و زیارت برای امام زمان(عج)</p>
<p>در دعای عهد می گویی ای امام زمان(عج) سلام می کنم از طرف خودم، و از طرف «والدیَ» پدر و مادرم و «وُلدی» فرزندانم؛ یعنی هم نسل گذشته، هم نسل آینده را در نظر می گیری.<br />5. چه مقدار به امام زمان (عج) صلوات بفرستیم؟</p>
<p>این دعا می گوید که : «و زِنهَ عَرشِ الله و مدادَ کَلمِاتِه» به مقدار وزن عرش خدا و به مقدار کلمات الهی، «و مُنتهَی رِضَاه» به اندازه آخرین درجه ی رضایت او، «وَعَدَدَ مَا احصَاهُ کِتَابُهُ» به عدد آنچه کتاب شمارش کرده، «وَ احَاطَ بِهِ عِلمُه» به عدد علمت.<br /> یعنی مهدی جان!(عج) ای امام زمان(عج) سلام بر تو به عدد وزن عرش، به عدد هر چه که نوشته شده، به عدد هر چه خدا بر آن علم دارد&#8230; به تو سلام و درود می فرستم.<br />6. اعلام هر روزه علاقه به امام زمان(عج)</p>
<p>یک کسی هر روز زنگ می زند که آقا دوستت دارم. میگوید: «اللَّهم أجَدَّدُ لَهُ فِی هَذَا الیَومِ وَ فِی کُلُ یَوم» مهدی جان، امروز و هر روز، «اَجَدَّدُ» یعنی بیعتم را تجدید می کنم.<br />7. علاقه رو به رشد</p>
<p>علاقه ی رو به رشد یعنی چه؟ می گوید: «عَهداً» بعد از عهداً می گوید «وَ عَقداً» بعد از عقداً می گوید «وَ بَیعهً» الله اکبر! چه خبر است؟ مهندسی اش را می بینید.<br /> عهد یعنی تعهد، در دعای عهد می گوییم: ای امام زمان(عج) سلام و صلوات بر تو، این سلام من عهد است. یعنی با تو تعهد می کنم. تعهد می کنم یعنی قرار می گذارم بین خودم و خدا، بعد می گوید: «عهد» کم است. پر رنگش کن، «عقد». دو نفر ممکن است با هم عهد ببندند، وعده داشته باشند، اما به هم گره نخورند. «عقد» یعنی گره.<br /> ممکن است عهد باشد، عقد هم باشد، اما تسلیم نباشد. می گوید: «وبیعهً»، تسلیم است. یعنی باز هم پررنگش می کند. «عهداً» تعهد با حضرت مهدی(عج)، «عقداً» عقد با امام زمان (ص)، «وبیعهً» بیعت کنید با او و تسلیم شوید.<br />8. علاقه افتخارآمیز</p>
<p>چقدر خوب است این تابلو شود. علاقه حتمی، می گوید: « فی رَقبتِی» یعنی به گردن من «رَقبَ» یعنی گردن. ممکن است کسی علاقه داشته باشد ولی افتخار نکند. می گوید: نه، علاقه افتخار آمیز.<br />9. علاقه همراه با همه مراحل</p>
<p>در دعای عهد می گوید: « وَاجعَلنِی مِن انَصارهِ و اَشیاعهِ وَ الذَّابینَ عَنه وَ اجعَلِنی مِن المُستَشهَدِینَ بَینَ یَدَیهِ» تمام مراحل حضور را داشته باشم. آخر گاهی وقت ها انسان یک کسی را دوست دارد در حدی که مثلاً یک میلیون به او وام بدهد. ولی می گوید: همسفر باشم، می گوید: نه، همسفر نه، بابا این پول را بگیر و خودت برو. عقب ما نیا. گاهی یک کسی می گوید: عقب من بیا، پولت نمی دهم اما می خواهی بیایی در ماشین سوار شو تو را ببریم. یعنی از یک جهت یک جایی پر رنگ است، یک جایی کمرنگ است. دعا می گوید: خدایا قرار بده مرا «انصَارِهِ»، «وَ اشیَاعِهِ»، شیعه یعنی دنباله رو یعنی من دنبال تو هستم، «انصار» و نصرت در جایی است که نیاز به کمک هست. «وَالذّابّینَ عَنهُ» از تو دفاع می کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است، برخورد می کنم. «وَالذّابّینَ عَنهُ» از تو دفاع می کنم. اگر کسی بگوید بالای چشمت ابرو است. برخورد می کنم. «والذابین عنه» ما اجازه نمی دهیم که کسی جسارت کند. غیرت دینی داریم. تعصب داریم و افتخار هم می کنیم. اینکه می گویند: تعصب بد است. آدم متعصبی است، تعصب در کار شخصی بد است. تعصب روی لهجه، فارس از فارس، ترک از ترک، لر از لر، عرب از عرب، عجم از عجم، این تعصب ها بد است. یعنی به خاطر لهجه کمکش می کنم. به خاطر همشهری گری تعصب می کنم. در انتخابات می گویم چون این همشهری من است. فامیل من است. همسایه من است. این تعصب ها بد است. اما اگر فهمیدی یک چیزی حق است، دیگر، باقی ها باطل است. آنجا که حق است باید تعصب داشته باشی. انحصار طلبی در حق خوب است. اولین انحصار طلب، خود خداست. چون می گوید: «لااله» هیچ کس را قبول ندارم، «الا الله»! جز خدا، باقی ها را دور بریز.<br />10. علاقه عاشقانه</p>
<p>در دعا می گویی: «طَائِعاً غَیرَ مُکرَهٍ» یعنی مهدی جان(عج) من که در دعای عهد با تو سلام می کنم، از روی عشق زیارت می کنم نه روی اکراه!<br />11. علاقه و عمل در خط رضایت او</p>
<p>«عَلَی طَاعَتِکَ وَطَاعهِ رَسُولِک» یعنی مهدی جان(عج) من را از شیعیان قرار بده. منتها طبق آن چیزی که تو گفتی. هر استقامتی مهم نیست. استقامتی مهم است که «قالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ استَقامُوا» (فصلت/ 30) استقامت بر اساس الله باشد. این مهم است. «کَما اُمرت»( هود/ 112) یعنی همانطور که مأمور هستی. یعنی طبق امر ما استقامت کن نه طبق یک دندگی و لجبازی و سلیقه. اگر کسی یک سلیقه ای داشت و روی سلیقه اش هم استقامت کرد، این استقامت نیست، یک دندگی است. استقامتی ارزش دارد «کما أمرت»، که طبق مأموریت باشد. استقامتی ارزش دارد که در خط خدا و رسول خدا(ص) و ولی خدا باشد: «عَلَی طَاعَتِکَ وَ طَاعهِ رَسُولِک».</p>
<p>منبع:http://rasekhoon.net</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/یازده-نکته-از-دعای-عهد-3">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>

<item rdf:about="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ماجرای-پیدا-شدن-مزار-امام">
	<title>ماجرای پیدا شدن مزار امام علی علیه السلام</title>
	<link>https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ماجرای-پیدا-شدن-مزار-امام</link>
	<dc:date>1395-05-07T18:53:00Z</dc:date>	<dc:creator>صادقپور</dc:creator>
	<dc:subject>متفرقه</dc:subject>
		<description>&lt;p&gt;حرم مبارک حضرت امام علی علیه السلام حریم امن الهی و زیارتگاهی بسیار شریف و مقدس است که سال های سال است میعادگاه عاشقان و شیعیان آن حضرت است.در مورد پیدایش قبر حضرت على(ع) شیخ مفید  روایتى نقل می‌كند كه عبدالله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شكار از كوفه بیرون رفتیم و در پشت كوفه به غریین رسیدیم، در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شكار آنها سگ‌هاى شكارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند كارى بكنند و آهوان به تپه‏اى كه در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم كه بازها به كنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب كردو چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز كرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تكرار شد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هارون گفت زود بروید و هر كه را در این حوالى پیدا كردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا كردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده كه این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌كنم كه ترا از مكانت بیرون ‏نكنم و به تو آزار نرسانم. شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است كه قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این كه ایمن گردد!&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هارون كه این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاك آن مالید و گریست و سپس (به كوفه) برگشتیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حكایتى آمده است كه نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلطان سلیمان كه از سلاطین آل عثمان و احداث كننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به كربلاى معلى می‌آمد به زیارت امیرالمؤمنین مشرف می‌شد، در نجف نزدیكى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود كه محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;قاضى عسكر كه مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود، چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درك زیارت او پیاده رفتن را عزم نموده‏ اى؟ (قاضى ناصبى بود و نسبت به حضرت شاه ولایت عناد و عداوت داشت) در این خصوص قاضى با سلطان مكالماتى نمود تا این كه گفت اگر سلطان در گفته من كه پیاده رفتن تا قبه منوره موجب كسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مكشوف گردد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفال آن را باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى&lt;br /&gt;من پروردگار تو هستم پای افزارت را بيرون کن که اينک در وادی مقدس طوی هستی&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس كفش‌هاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری كه پایش در اثر ریگ‌ها زخم شده بود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همچنین صاحب منتخب التواریخ از كتاب انوار العلویه نقل می‌كند كه وقتى نادرشاه گنبد حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند كه بالاى قبه مقدسه چه نقش كنیم؟ نادر فورا گفت: یدالله فوق ایدیهم. فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدی خان گفت نادر سواد ندارد و این كلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال كنید لذا آمدند و پرسیدند كه در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش كنیم؟ گفت همان سخن كه دیروز گفتم !&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ماجرای-پیدا-شدن-مزار-امام&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
	<content:encoded><![CDATA[<p>حرم مبارک حضرت امام علی علیه السلام حریم امن الهی و زیارتگاهی بسیار شریف و مقدس است که سال های سال است میعادگاه عاشقان و شیعیان آن حضرت است.در مورد پیدایش قبر حضرت على(ع) شیخ مفید  روایتى نقل می‌كند كه عبدالله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شكار از كوفه بیرون رفتیم و در پشت كوفه به غریین رسیدیم، در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شكار آنها سگ‌هاى شكارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند كارى بكنند و آهوان به تپه‏اى كه در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم كه بازها به كنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب كردو چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز كرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تكرار شد!</p>
<p>هارون گفت زود بروید و هر كه را در این حوالى پیدا كردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنى‌اسد را پیدا كردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده كه این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد می‌كنم كه ترا از مكانت بیرون ‏نكنم و به تو آزار نرسانم. شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است كه قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این كه ایمن گردد!</p>
<p>هارون كه این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاك آن مالید و گریست و سپس (به كوفه) برگشتیم.</p>
<p>در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حكایتى آمده است كه نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:</p>
<p>سلطان سلیمان كه از سلاطین آل عثمان و احداث كننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به كربلاى معلى می‌آمد به زیارت امیرالمؤمنین مشرف می‌شد، در نجف نزدیكى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود كه محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.</p>
<p>قاضى عسكر كه مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود، چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درك زیارت او پیاده رفتن را عزم نموده‏ اى؟ (قاضى ناصبى بود و نسبت به حضرت شاه ولایت عناد و عداوت داشت) در این خصوص قاضى با سلطان مكالماتى نمود تا این كه گفت اگر سلطان در گفته من كه پیاده رفتن تا قبه منوره موجب كسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مكشوف گردد.</p>
<p>سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفال آن را باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود:</p>
<p>إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى<br />من پروردگار تو هستم پای افزارت را بيرون کن که اينک در وادی مقدس طوی هستی</p>
<p>سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس كفش‌هاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری كه پایش در اثر ریگ‌ها زخم شده بود.</p>
<p>همچنین صاحب منتخب التواریخ از كتاب انوار العلویه نقل می‌كند كه وقتى نادرشاه گنبد حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند كه بالاى قبه مقدسه چه نقش كنیم؟ نادر فورا گفت: یدالله فوق ایدیهم. فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدی خان گفت نادر سواد ندارد و این كلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال كنید لذا آمدند و پرسیدند كه در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش كنیم؟ گفت همان سخن كه دیروز گفتم !</p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://aftabehalgameh.kowsarblog.ir/ماجرای-پیدا-شدن-مزار-امام">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
			</item>
</rdf:RDF>
